تبليغاتX
HARAMJOHAR - تحقیق روی وعده غذایی صبح مردم تهران 100 تومن!!
فقط یکبار کودک هستیم
 تحقیق روی وعده غذایی صبح مردم تهران 100 تومن!!

وقتی این وبلاگ رو تصمیم گرفتم  بزایمش به خودم گفتم که تو حیطه کار خودم و کتابایی که نوشتم قدم بردارم. کار کتاب کودک. چون اعتقاد دارم کودکی پاک ترین دوران حیاط یک موجوده. اما چون 5 6 سالی تو روزنامه ها و نشریات کشور نقد می نوشتم این روحیه خرده گیری هنوز تو وجودم محلی از اعراب داره . مدتی بود میخواستم یه چیزی بنویسم مثل همون مواقع و بذارمش تو وبلاگ. بالاخره آفتابه صبرم شره کرد و قاطی کردم. چند وقت پیش یک نشریه که معلوم بود بابت چاپش هزینه زیادی کرده بودند روی میزم توی اداره دیدم. نشریه رو دفتر اقا مهرورزی در اورده بود. معمولا از اینجور چیزا روی میزم گذاشته میشه. که حتی ارزش ورق زدن هم نداره و فقط به درد قیف شدن میخوره که پر تخمه داغش کنی. یا لبوی داغ بپیچی بدی دست ملت (که دوباره برن رای بدن)اما با دیدن عکس اقا مهرورزی روی نشریه اونو باز کردم. اولین شماره نشریه بود. توصفحه اول یکی از پوستر های انتخاباتی آقا مهرورزی  چاپ شده بود که شعارهای آقا مهروزی هم خوشگل بالاش اومده بود. یکی از اون شعاره این بود: ایجاد رفاه اجتماعی بیشتر.

من هرروز صبح باید با مترو بیام تو این چاردیواری . بماند که هر روز هم دیر می رسم و سرو صدای رئیسم هم در اومده. نمی دونم چرا هر روز صبح که با فشار به همراه مردم انقلابی دیگه توی مترو تپیده میشم تو قطار مترو یک احساس خرما شدگی مزمن  بهم دست میده . و بعد از اون ناخوداگاه بلند بلند فکر می کنم به این جمله: رفاه اجتماعی بیشتر. بعد به یاد دوران دبیرستان می افتم و پیوند های کووالانسی درس شیمی . توی اون فشار یاد حداد عادل می افتم فامیل رهبر که یک بار بعد از فاجعه بنزین از مترو دیدن کرد . به خودم میگم  اقا عادل  ساعت 7.5 صبح از مترو دیدن کرده؟ یا بعد از ساعت 11 شب که مترو بسته میشه ؟ (مردمی که از مترو در میان انگار از جنگهای صلیبی برگشتن ولی  تو عکسی که اقا عادل از مترو پیاده می شد نیشش تا بناگوش باز بود انگار که از سینما بیرون میاد .سینمایی که فیلم کمدی میداده)بعد زیر لب تکرار می کنم رفاه اجتماعی بیشتر. بغل دستی هایی که کنجکاو هستند می پرسند چی گفتی؟ حتی قیافه همدیگه رو هم نمی بینیم . فقط لباس همدیگه رو می بینیم. همیشه هم جواب می دم.: هیچی با خودم بودم. بعد چون مسیر زیاده خودم رو مشغول بوی نفسهای مولکولهای بغل دستی می کنم که با پیوند تخماتیکی محکمی با هم مهرورزی می کنیم. و تلاش می کنم بفهمم کی صبح چی خورده. ؟ کله پاچه با پیاز کله پاچه بی پیاز؟ کله پاچه با ترشی ؟ بعضی ها هم سر صبح تخمه خوردند. خلاصه میشه کلی تحقیقات جامعه شناسی کرد . مثلا اگر بخوای تحقیقی راجع به وعده غذایی صبح مردم تهران بکنی کافیه مترو سوار شی. اونم ساعت 7.5 صبح . خوب این خودش یه نوع رفاه اجتماعی بیشتر از نوع مهرورزانه اش میتونه باشه. یک پروژه تحقیقی با 100 تومن . مفته.

همیشه اینجای تحقیق باید پیاده بشم و بیشتر از این نمیتونم به رفاه اجتماعی بیشتر برسم. مسلما موارد دیگه ای هم وجود داره که کارشناسهای دولت اقا مهرورزی مد نظر قرار دادن. اصلا اونها از زمانی که تو شهرداری لباس نارنجی می پوشیدند رو همه اینها فکر کردند. الکی نیست که.

پ ن: دوست دارم یک روز حداد عادل رو ببینم ازش بپرسم واقعا ساعت چند سوار مترو شدی؟

|+| نوشته شده توسط راهنما در سه شنبه یازدهم دی 1386  |
 
 
بالا