شاید آخر باز شود پنجره ای
در پس پنجه به دیوارزدن
درپی اینهمه دربه دری
می شود خفت و دگر هیچ ندید
می شود ماند و دگر راه ندید
می شود چون بره گان خواب و خموش
هیچ غیر از پستان میشی را ندید
اما...
شاید آخر باز شود پنجره ای
در پس پنجه به دیوارزدن
درپی اینهمه دربه دری
|
+| نوشته شده توسط
راهنما در شنبه پانزدهم دی 1386
|